العلامة الحلي ( مترجم : على محمدى )
75
شرح كشف المراد ( فارسى )
اراده صدور الفعل واجب و ضرورى مىشود و لكن سرچشمه اين وجوب و ضرورت وجود همان اراده و اختيار فاعل است و در اصل ارادهء فعل كسى او را مجبور نكرده پس جبرى در كار نيست . به قول حكما : الوجوب بالاختيار ( بالارادة ) لا ينافى الاختيار ( القدرة ) بل يحققه ؛ يعنى وجوب وجودى كه از ارادهء فاعل مريد سرچشمه گرفته است منافاتى با قدرت و توانايى فاعل مريد ندارد تا بگوييم جبر در كار است ؛ بلكه به عكس است ، يعنى وجوب بالاختيار تحقّق بخشندهء قدرت و توان است ؛ چون اگر فعل من نبود با اراده من هم محقق نمىشد ، چنانكه در جاى ديگر مىگويند : الامتناع بسوء الاختيار ( اى الاردة ) لا ينافى الاختيار ( اى القدرة ) بل يحققه ؛ يعنى اگر فرض كنيم انسانى از بالاى ساختمان يكصد طبقه خود را پرت كرد ، در وسط زمين و آسمان كه مثل برق به زمين مىآيد و لحظاتى ديگر نقش بر زمين شده و مغزش متلاشى خواهد شد ، نمىتواند خود را از مرگ نجات دهد ، ولى منشأ اين ناتوانى اراده و اختيار خود اوست . او مىتوانست اراده نكند سقوط را و خود را ساقط نكند ، ولى حالا كه كرده ، اختيار به دست او نيست . چنين كسى نمىتواند بگويد من مجبورم ، پس خودكشى نكردهام و از اين ناحيه كيفرى ندارم . اعتراض سوم : فلاسفه مىگويند : « الشىء ما لم يجب لم يوجد و ما لم يمتنع لم يعدم » ؛ يعنى هر اثر و معلولى تا زمانى كه واجب الوجود نشود ( علت تامه تمام روزنههاى عدم را به روى وى نبندد ) وجود پيدا نخواهد كرد ، و متقابلا مادامى كه آن شىء ممتنع الوجود نشود ( حداقل يكى از اجزاء علت تامهء آن معدوم نشود ) معدوم نخواهد شد ؛ زيرا تخلف معلول از علت تامه محال است ، با حفظ اين قانون . مستشكل مىگويد كه شما گفتيد : قادر مختار كسى است كه هم توانايى بر فعل در او باشد و هم توانايى بر ترك . ما مىگوييم : اين قدرت بر فعل و ترك از دو حال خارج نيست : 1 . يا در حال وجود اثر در خارج است ؛ يعنى در همان حالى كه اثر وجود خارجى دارد . مؤثر آن هم قدرت بر فعل دارد و هم بر ترك . 2 . و يا در حال عدم و نبود آن اثر است ؛ يعنى در حالى كه معدوم است با وصف